تبليغاتX
منو بشناس - تا انتها حضور
تا انتها حضور

امشب

در یک خواب عجیب

رو به سمت کلمات باز خواهد شد.

 

باد چیزی خواهد گفت.

 

سیب خواهد افتاد

روی اوصاف زمین خواهد غلتید

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت.

 

سقف یک وهم فرو خواهد ریخت.

 

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید.

 

پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید.

 

راز، سر خواهد رفت.

 

ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید.

 

سر راه ظلمات

لبه ی صحبت آب

برق خواهد زد،

باطن آیینه خواهد فهمید.

 

امشب

ساقه ی معنی را وزش دوست تکان خواهد داد،

بُهت پرپر خواهد شد.

 

ته شب، یک حشره

قسمت خرّم تنهایی را

تجربه خواهد کرد.

 

داخل واژه ی صبح

صبح خواهد شد.

 

سهراب سپهری

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 14:48  توسط نامی   | 

 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره من
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟
یاخته هایم تو را می خواهد
تو هم از ما میگذری؟
کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد.
دمی بنشین و مرا تماشا کن
تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه

نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
دل نوشته
روزانه
شعر
داستان
عکس
طنز
از میان وبلاگ‌ها
کتابخانه

فصل سرد

گناه دریا

بیگانه

زنی که مردش را گم کرد

گزیده ی اشعار فریدون مشیری

بوف کور

تولدی دیگر

از خاموشی

زنده به گور

افسانه آفرینش

کاروان اسلام

عروسک پشت پرده

گزیده ی داستان های صادق چوبک

مزرعه ی حیوانات

فصل سرد

از عشق و شیاطین دیگر

آوا

اگه چشمات بگن آره

چنان دل کندم از دنیا

چشم من

کاشکی هشیاری نصیبم نمیشد

ای خدا

تولدی دیگر

آمریکا

سرنوشت من

خرچنگ های مردابی

شب

یار دبستانی

خبرنامه

در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید.





 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

لینکدونی

زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم.

لیست وبلاگهای بروز شده

Blogroll Me - ping