|
|
|
|
|
- یه چند روزی رفتیم یه مسافرت خونوادگی. قرارمون شمال بود. دیر راه افتادیم. هنوز دو قدم نرفته بودیم که خوردیم به شب و تو مشهد موندیم.شبهای بعد هم به ترتیب: بجنورد، گرگان، بابلسر، رامسر و برگشت هم آمل،گرگان، بجنورد و خونه. پدرم شب زیاد نمیتونه رانندگی کنه.به همین خاطر ما بیشتر راه رو روزا میرفتیم و شبا رو استراحت میکردیم. من هم که هنوز که هنوزه گواهینامه ندارم. البته دو سال پیش ثبت نام کردم ولی میدونی چی شد؟ دفعه اول که میخواستم آیین نامه رو امتحان بدم به جای اینکه خیلی خوب خونده بودم ولی بعد از جلسه نفر دوم سوم بودم که اسمش به عنوان ردّی خونده شد! من همه ی 30 تا سؤال رو درست زده بودم. ولی ظاهرآ باید خونه ها رو پر میکردم و من ضربدر زده بودم. نکته ی جالبش اینه که تصحیح برگه ها هم به روش «سوراخ سوراخ» بود. یعنی طرف یه پاسخ نامه که روی جواب های درستش سوراخ شده بود رو میزاره روی پاسخ نامه ی تو و ... . خلاصه هر چی با سرهنگه بحث کردیم که بابا چه فرقی میکنه؟! چشمای تو هم ضربدر رو میبینه هم پر کرده شده ها رو. ولی فایده ای نداشت که نداشت. من هم به نشانه ی اعتراض دو سال از حضور در رقابت های گواهینامه گرفتن سر باز زدم تا مشت محکمی زده باشم به دهان هر چی آدم غیر منطقیه! آره، این شد که پدر محترم به تنهایی بار دو هزار کیلومتر رانندگی رو به دوش کشید. فقط چه قدر هوا گرم بود! شمال اون شمال سابق نبود. میگفتن الان سه ماهه که بارون نیومده. اصلآ نمیشد از خونه بیرون اومد. ما هم که عادت نداریم؛ باید شرشر عرق میریختیم. تو این مناطق شرجی اصلآ آدم نمیتونه نفس بکشه. مخصوصآ اگه هوا گرم هم باشه که دیگه هیچی. دنیا میشه یه حموم بزرگ! ولی در مجموع خوش گذشت. یعنی همه که اینجور میگن. خوب، حتمآ خوش گذشته دیگه. من که نمیدونم دقیقآ خوش گذشتن چیه، چه جوریه و چه مزهّ ای داره. - دلم تنگ شده برای دانشگاه. انتخاب واحدم افتاده برای روز بیستم ساعت 13:00. مهلت ثبت نام هم تا بیست و یکمه. توی این یک روز و نیم باید وصل شم به سایت و ثبت نام کنم. خدا کنه بشه از اینجا وصل شد. الان که امتحان کردم دیدم جواب نمیده. تا بیستم برای سلامتی خودم، اطرافیان، کامپیوترم، آی اس پی اینجا، روتر های بین راه، سرور دانشگاه شریف، اداره ی برق، مخابرات و سایر عوامل وابسته دعا میکنیم تا ثبت نام موفقی داشته باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 15:4 توسط نامی
|
|
||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
|
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟ یاخته هایم تو را می خواهد تو هم از ما میگذری؟ کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد. دمی بنشین و مرا تماشا کن تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته روزانه شعر داستان عکس طنز از میان وبلاگها |
| کتابخانه |
|
|
| آوا |
|
|
| خبرنامه |
|
در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید. |
|
RSS
|
| لینکدونی |
|
زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم. Blogroll Me - ping |