|
|
|
|
|
چرا من زن شدم؟
-من زن شدم که بعضی مرا «ضعیفه» بخوانند؟
-من زن شدم که در سیاست تنها نظارگر باشم؟ -من زن شدم که به امید این باشم که کدام مرد مرا می پسندد و مرا خوشبخت میکند؟ -من زن شدم که باید خود را مخفی کنم تا مبادا مردی تحریک شود؟ -من زن شدم تا در خانه بمانم و «خانه داری» شغل غالب من باشد؟ -من زن شدم که امنیت نداشته باشم؟ -من زن شدم که روی من قیمت تعیین شود؟ -من زن شدم که در فیلمها و آگهی های تجاری باعث ثروتمندتر شدن مردان شوم؟ -من زن شدم که به راحتی روی من لقب «فاسد» بگذارند؟ -من زن شدم که نیروی کار ارزان قیمت باشم؟ -من زن شدم که به مرد «وابسته» باشم؟ -من زن شدم که در خدمت مرد باشم؟ چرا من زن شدم؟ چرا؟ از زجه های یک زن در نیمه شبی که همه شهر در خواب بودند.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 12:21 توسط نامی
|
|
||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
|
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟ یاخته هایم تو را می خواهد تو هم از ما میگذری؟ کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد. دمی بنشین و مرا تماشا کن تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته روزانه شعر داستان عکس طنز از میان وبلاگها |
| کتابخانه |
|
|
| آوا |
|
|
| خبرنامه |
|
در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید. |
|
RSS
|
| لینکدونی |
|
زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم. Blogroll Me - ping |