|
|
|
|
|
بپیچ ای تازیانه ! خرد کن! بشکن ستون استخوانم را! به تاریکی تبه کن سایه ی ظلمت، بسوزان میله های آتش بیداد این دوران پر محنت فروغ شب فروز دیدگانم را! لگدمال ستم کن، خوار کن، نابود کن، در تیره چال مرگ دهشتزا امید ناله سوز نغمه خوانم را! به تیر آشیان سوز اجانب تار کن ، پاشیده کن از هم پریشان کن، بسوزان، در به در کن آشیانم را! به خون آغشته کن، سر گشته کن در بیکران این شب تاریک وحشت زا ستمکش روح آسیمه، سر افسرده جانم را! به دریای فلاکت غرق کن، آواره کن، دیوانه ی وحشی ز ساحل دور و سر گردان و تنها کشتی امواج کوب آرزوی بیکرانم را! با وجود این همه زجر و شقاوت های بنیان کن که می سوزاند اینسان استخوان های من و هم میهنانم را طنین افکن سرود فتح بی چون و چرای کار را سر می دهم پیگیر و بی پروا ودر فردای انسانی بر اوج قدرت انسان زحمتکش به دست پینه بسته می فرازم پرچم پر افتخار آرمانم را!
کارو |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 23:55 توسط نامی
|
|
||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
|
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟ یاخته هایم تو را می خواهد تو هم از ما میگذری؟ کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد. دمی بنشین و مرا تماشا کن تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته روزانه شعر داستان عکس طنز از میان وبلاگها |
| کتابخانه |
|
|
| آوا |
|
|
| خبرنامه |
|
در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید. |
|
RSS
|
| لینکدونی |
|
زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم. Blogroll Me - ping |