|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 18:29 توسط نامی
|
|
||
|
|
|
|
|
دو کلمه حرف حساب
تا حالا شنیدهاید "خدا یکیست"؟ احتمالاً زیاد. مخصوصاً ما مسلمونا که هزار بار به گوشمان خواندهاند که "آقاجان! خدا یکیست". اما تا حالا به معنی این جمله دقت کردهاید؟ دو تا نظر به عقل ناقص من میرسه. اول اینکه خدا یکیست یعنی یک نفر همه چیز را خلق کرده. یکی مسئول همه است. پس خدای خوبیها و خدای بدیها نداریم. همین طور خدای انسانها، خدای دریا، خدای آسمان و … نداریم. خدا خداست. اما نظر دوم که الان میخوام راجع به اون کمی ذر بزنم اینه که خدا خداست، یعنی نباید چیز دیگهای رو در کنارش قرار داد و رفتار خداوندی رو براش اجرا کرد. الان احتمالاً اون فکر شما در اثر کتابهای دینی و بینش مدرسهها میره طرف پول و مقام و این چیزا. اینها هم هست اما به نظر من چیزی که از این خدایان نمادین خطرناکتره انسان پرستیه. از آن بدتر: انسان پرستی مقدس مأبانه. مثل ایرانیان باستان که شاهان اون دوران رو خدایگانی میدونستند که قادرند هر کاری بکنند. اما دو کلام حرف حساب: امروزه بعضی از همین ایرانیان دوباره به همین مشکل گرفتار آمدهاند. یعنی موجوداتی به اسم امام (یا امامزاده) را پرستش میکنند. این امامان در ذات هیچ مشکلی ندارند. اتفاقاً بنا به تاریخ، انسانهای خوبی هم بودند اما وضعیت وقتی افتضاح میشود که از این انسانهای خوب بت ساخته بشود. بناهای عظیمی که برای امامها ساخته میشود و مردمانی که به آنجا میروند، در و دیوار آنجا را میبوسند، برای طرف اشک میریزند، اسمش را ضجه میزنند، به پایش میافتند و از او میخوان فلان درخواستشان را اجابت کند. به من نگوید که ما فقط به امامان احترام میگزاریم. کجای این احترام است؟! احترام آن است که شما به یک دوست تازهتان میگزارید. کمی (فقط کمی) بالاتر میشود پرستش. میگویند ما آنها را واسطه ی فیض قرار میدهیم. مگر خدا صاحب منصب اداری است که با پارتی چیزی بگیریم؟! یا مثلاً خدا را قسم میدهند به فلانجای آن انسان که فلان کار را برایم بکن تا خدا هم دلش بسوزد و بگوید باشد حالا که این را گفتی باشد! این انسانپنداری هایی که راجع به خدا میشود به نظر نگارنده ضلالت محض است. تازگیها هم که ملت مثلاً رفتن به کربلا را ترجیح میدهند به سفر حج! طرف میگوید "بابا امام حسینه!". امام حسینه که باشد. انسانهای پاک زیادی تا بحال زیستهاند. به نظر من ایشان همان قدر ارزش دارند که مثلاً شیخ ابو سعید ابوالخیر داشتهاند. اگر قرار است نسبتشان با حضرت محمد ایشان را مهم کند که نباید با برادرش که شما چندان محلش نمیگزارید فرقی کند. اگر هم آن جنگ باعث شده شما بپرستیدش و "حسّ حسّ" کنید که باید خدمتان عرض کنم در تاریخ جنگهایی بوده که یکی از طرفین خیلی مظلومانهتر کشته شده؛ اینها همهاش تبلیغات و بزرگنماییهای یک عده گمراه است؛ عامدانه یا غیرعامدانه. از ما گفتن بود؛ باشد که پند گیرید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:42 توسط نامی
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 23:48 توسط نامی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 22:0 توسط نامی
|
|
||
|
|
|
|
|
il Corpo...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 16:53 توسط نامی
|
|
||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
|
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟ یاخته هایم تو را می خواهد تو هم از ما میگذری؟ کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد. دمی بنشین و مرا تماشا کن تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته روزانه شعر داستان عکس طنز از میان وبلاگها |
| کتابخانه |
|
|
| آوا |
|
|
| خبرنامه |
|
در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید. |
|
RSS
|
| لینکدونی |
|
زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم. Blogroll Me - ping |