تبليغاتX
منو بشناس

ممکنه این مطلب تکراری باشه، ولی خوندنش خالی از لطف نیست:

شما با افراد بسياري برخورد كرده و در تماس بوده ايــد، اما اخيـرا" بـا شـخـصـي روبـرو شـده ايـد كـه احـســـاس متفاوتي نسبت به وي داريد ولي مطمئن نيستيد كه او همان شخصي است كه دنبالش بوده ايد. براي رسيدن به جواب خود در اين قـسـمـت 10 عـلامـتـي كـه نـشـان ميدهد عاشق او شده ايد را مي خوانيد:

نشانه1

ارتباط تنگاتنگي با او داريد. شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 2

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند. با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 3

عاشق وقت گذراندن با او هستيد. اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 4

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد. سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 5

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند. شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 6

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است. در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند

نشانه 7

نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد. معمولا" بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند.از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 8

نمي توانيد به او فكر نكنيد. فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است.اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه9

براي او اهميت قائليد. اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 10

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است. حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 18:18  توسط نامی   | 

در برابر خدا
از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره ي اين دنيا
بانگ بر از نياز مرا بشنو
آه اي خداي قادر بي همتا
يكدم ز گرد بيكر من بشكاف
بشكاف اين حجاب سياهي را
شايد درون سينه ي من بيني
اين مايه ي گناه و تباهي را
دل نيست اين دلي كه به من دادي
در خون تپيده آه رهايش كن
يا خالي از هواو هوس دارش
يا پايبند مهرو وفايش كن
تنها تو آگهي و تو ميداني
اسرار آن خطاي نخستين را
تنها تو قادري كه ببخشايي
بر روح من, صفاي نخستين را
آه اي خدا چگونه تورا گويم
كز جسم خويش خسته و بيزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گويي اميد جسم دگر دارم
از ديدگان روشن من بستان
شوق به سوي غير دويدن را
لطفي كن اي خداو بياموزش
از برق جشم غير رميدن را
عشقي به من بده كه مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
ياري به من بده كه درو بينم
يك گوشه از صفاي سرشت تو
يك شب زلوح خاطر من بزداي
تصوير عشق و نقش فريبش را
خواهم به انتقام جفاكاري
درعشق تازه فتح رقيبش را
آه اي خدا كه دست توانايت
بنيان نهاده عالم هستي را
بنماي روي و از دل من بستان
شوق گناه و نقش پرستي را
راضي مشو كه بنده ي ناچيزي
عاصي شود به غير تو روي آرد
راضي مشو كه سيل سرشكش را
در پاي جام باده فرو بارد
از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره ي اين دنيا
بانگ پر از نياز مرا بشنو
آه, اي خداي قادر بي همتا

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 23:16  توسط نامی   | 

اینم به مناسبت این شبهای قدر:

همه ساله حج نمودن، سفر حجاز كردن

زمدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه  رفتن

دو لب از برای لبیك به وظیفه باز كردن

به مساجد و معابد همه اعتكاف كردن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز كردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

زو جودِ بی نیازش طلب نیاز كـــردن

به خـــدا هیچكس را ثمر آنقـــدر نباشد

كه به روی نا امیدی در بسته باز كردن

                                                               شیخ بهائی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 9:9  توسط نامی   | 

مطالبی که می خوانید عینآ برای نویسنده ی همین وبلاگ اتفاق افتاده است:

حدود یک ماه پیش بود که ایمیلی داشتم تحت این مضمون که شخصی با نام mohammed wayne  درخواست کرده بود که من تلفن شخصی ام را در اختیارش بگذارم. من فکر اول فکر کردم که این یه نوع اسپمه و بی توجه از کنارش رد شدم تا این که چند روز بعد دوباره از همین فرد ایمیلی برام اومد با این متن:

Dear Nami,

 

I am Mr. Wayne Mohamed. I have contacted you to assist in repatriating

A cash deposit valued at US$14.5M left behind in a dollar account with a

security finance firm here by my late client before it gets Confiscated

or declared  unserviceable by the Security Finance Firm where this huge amount were

deposited.

The funds shall share in the ration of 60 percent for me and 40 percent

For  you I have all necessary information and legal documents needed to back you

Up for claim. All I require from you is your honest cooperation to enable

Us see this transaction through. I guarantee that this will be executed

Under legitimate arrangement that will protect you and I from any breach of

The law.

Please get in touch with me through my private phone or email with the

following information's.

1) Your full names and address

2) Telephone and fax numbers.

3) Age / Occupation

I will give you more details when I here from you.

Best regards,

 

MR. WAYNE MOHAMED 

 این جور که معلوم بود مقداری سرمایه در یکی از بنگاه های امانتی به صورت امانت موجود بود. صاحب سرمایه فوت شده بود و موسسه ی امانتی از برگردوندن پول سر باز میزنه و این آقا که وکالت اون شخص رو به عهده داشته قصد زنده کردن پول رو داشت. ظاهرآ طبق قانون انگلستان اگر این پول رو صرف سرمایه گذاری در خارج مرزهای اون کشور میکرد میتونست پول رو از اون بنگاه پس بگیره. یه جور پول شوییِ قانونی. مبلغ فوق العاده بالا بود. چهارده و نیم میلیون دلار معادل حدود دوازده میلیارد تومان. چیزی که یه خورده منو متعجب کرد تقسیم سهم بود. 40% خیلی زیاد و وسوسه کننده بود برای این کار. حدس زدم که کار پردردسریه که اینقدر سهم منو زیاد در نظر گرفته یا شاید سهم منو به قدر کافی بالا در نظر گرفته که من فکر تصاحب همه ی پول به سرم نزنه. من  بر حسب ماجرا جویی یا یه جور کنجکاوی که مثلآ ببیبم چی میشه اطلاعاتی رو که خواسته بود براش فرستادم. بهش گفتم که میتونه مثل یک برادر به من اعتماد کنه. یک روز بیشتر طول نکشید؛ ایمیل بعدی این بود:

Dear Brother,

 

Thanks for the information's you sent to me. I have forwarded it to the

appropriate authorities to apply for the approvals for the release of

the fund in your favour. As you can see this is a step ahead to finalize

this transaction and with your full co-operation the fund will be release

soon. I will fax the approvals to you as soon as I receive it for your perusal.

However, I need your assurance that you will work with me with your

full co-operation and confidentiality so that we will successfully achieve

and finalize this transaction.

I have attached an agreement, please SIGN and send it back to me. I

will also advise you keep this transaction confidential to yourself.

 

Please call me today on +44-78524-520** for more discussions.

 

Yours Truly,

Mohamed

 

مرتب از من میخواست که کاملآ باهاش همکاری کنم و از همه چیز با خبرش کنم. با این ایمیل یک قرارداد هم به صورت ضمیمه وجود داشت :

        BUSINESS INVESTMENT AGREEMENT

 

This AGREEMET is made this 13th day of September 2006.

 

BETWEEN

 

MR. %%% of IRAN (Hereinafter referred to as the foreign Associate which expression shall where the context so admits include his heirs, personal representatives and Assigns) of the one part.

 

AND

 

MR WAYNE MOHAMED of ENGLAND (herein after referred to as “the Local Associate” which expression shall where the context so admit include his heirs, personal representatives and assign of the second part.)

 

WHEREAS:

 

1) MR WAYNE MOHAMED is desirous of transferring capital for investing in some business hereinafter specified in Iran.

 

2) MR. %%% being based in Iran and having necessary business clout, is willing to collaborate with MR WAYNE MOHAMED to transfer and invest this funds in the specified business lines, for an agreed percentage fee.

 

3) Both MR WAYNE MOHAMED and MR. %%% have agreed to pursue the said business investment subject to the terms and conditions hereinafter

Stated:

 

NOW THEREFORE this agreement witness as follows:

 

1) The Local Associate shall make available and forward to the foreign Associate an investment fund in the sum of USD 14.5 Million (Fourteen Million Five Hundred Thousand US dollars) to be disbursed by the foreign Associate in the manner specified hereunder:

 

(a) The Foreign Associate shall deduct upfront 40% of the sum USD 14.5 Million (Fourteen Million Five Hundred Thousand US dollars) that is deduct there from the sum of USD 5,800.000 (Five million Eight hundred thousand US Dollars) as or representing the percentage fees of the foreign associate and his.

 

(b) The Foreign Associate shall assist invest on behalf of the Local Associate the part of the remainder of USD 8.7 Million (Eight Million, Seven Hundred Thousand Dollars) in Real Estate Properties etc., yielding high profits for the Local Associate.

 

2) The foreign Associate shall exercise due diligence and employ his business acumen and clout to ensure that the net investment fund (US$8.7 Million (Eight Million, Seven Hundred Thousand Dollars) is invested within the context permitted in this agreement in the most profitable manner; and shall avoid exposing the same to unreasonable business or investment risk.

 

3) The foreign Associate shall indemnify the Local Associate to the full value of the sum of USD 8.7 Million (Eight Million, Seven Hundred Thousand Dollars) in the event of investment and business failure.

 

 

4) That both parties had agreed to take care of expenses incurred during the course of this transfer and that each party’s expenses will be reimbursed before disbursements are made accordingly.

 

5) The foreign Associate and Local Associate hereby agreed to be bound legally by the terms of this Agreement; and in the event that any modification or addition is needed, both parties shall effect mutually in writing by memo or Letter.
 


..............…………………......                                                            .........................……………………

MR WAYNE MOHAMED                                                                           Mr. %%%

(Local Associate)                                                                        (Foreign Associate)
(%%% :اسم واقعی من)

 

از من خواسته بود اینو امضا کنم و دوباره براش بفرستم. من متنشو خوندم و ازش خواستم اون قسمتی که هر دو طرف بایستی هزینه های این انتقال سرمایه رو به عهده بگیرن رو عوض کنه و فقط طرف انگلیسی هزینه ها رو پرداخت کنه. و اونم قبول کرد. صبح روز بعد به من تلفن کرد. صداش شبیه یه جوان دور بر سی ساله بود با یک لهجه ی افتضاح که نه بریتش بود نه امریکن. به نظر میومد اصلیت عربیش باعث شده بود که اینجوری صحبت کنه. من همیشه تو حرف زدن باهاش مشکل داشتم. اول فکر میکردم ضعف از منه ولی وقتی یکی که از دوستام که واقعآ تو زبان متبحر بود باهاش صحبت کرد فهمیدم که ایراد از لهجه ی ایشونه. به هر حال من بند چهار قرارداد رو تغییر دادم، امضاش کردم و براش فرستادم. چند روز بعد از طرف موسسه ی امانتی رویال ایمیلی برام اومد:

TO: %%%  

Dear Sir,

We confirm the receipt of an application from your representing attorney for the release of the sum of US$14.5M (Fourteen Million Five Hundred Thousand US Dollars) being payment entitlement of late Bryan Mark of which you are representing the beneficiary.

Your fund is been processed for immediate release to you after receiving the application and payment instructions from the representing attorney and it might take additional 72hrs to conclude all payment arrangements/procedures for the release of the fund to you the payment beneficiary.

However, we which to inform you that you are required to sign the FUND RELEASE ORDER in our head office in London which will mandate the immediate release of the fund to you.

But due to your location, we have decided to transfer your money in cash to our payment centre in MALAYSIA to make the travel easier for you. The Diplomat who is in charge of you payment will be going to Malaysia immediately you fund is approved for payment.

You should as a matter of importance make all travel arrangement to be present in MALAYSIA to avoid any payment complication. You are also advised to reconfirm all your valid information’s for our computer and file updates.

This information includes...

(a) Your full Name and address

(b) Scan Copy Of your International Passport or Drivers License for identification of person.

You are also required to officially fill the attached application for release and send back to us immediately.

We will inform you of your appointment date and additional information’s will be provided to you when we receive the above confirmation.

Congratulation in advance!

 

Yours faithfully,

Ms. Sarah Moore

 

ROYAL DEPOSIT AND FINANCE

ایمیل از این چکایت میکرد که آقای وِین کارهای انتقال سرمایه به من رو انجام داده. این موسسه از من اطلاعات تکمیلی میخواست تا بعد از 72 ساعت پول رو  در مالزی به من تحویل بده. من اطلاعات خواسته شدشونو بهشون دادم. به جای گواهینامه ی بین المللی هم از کارت دانشجویی بین المللی استفاده کردم. ایمیل بعدی این بود:

TO: %%%

Dear Sir,

We confirm the receipt of your email with the attached Identity card.

We wish to inform you that an appointment date to receive your payment in KUALA LUMPUR MALAYSIA has been reserved for you from 21st – 26th of September 2006. The South Africa Diplomat in charge of your payment (Dr Robinson .M Zube) will be going to Malaysia on 20th September 2006 with your consignment.

You should as a matter of importance make all your travel arrangement to be present in Malaysia at any of the appointment dates to avoid any payment complication.

You are also advised to confirm your date of arrival to Malaysia and provide us with your flight schedule for our computer and file updates.

 

Yours faithfully,

Ms. Sarah Moore

 

ROYAL DEPOSIT AND FINANCE

از من خواسته شده بود که روز بیستم سپتامبر با آقای دکتر رابینسون زوبه به عنوان دیپلمات موسسه ملاقات کنم و پول رو در کوالالامپور از ایشون تحویل بگیرم.

مشکل دقیقآ از اینجا شروع شد. من نه پاسپورت داشتم نه میتونستم هزینه ی این سفر رو جور کنم. هر دو مورد رو میشد جور کرد ولی تا بیستم سپتامبر فقط چند روز مونده بود و تو این فرصت هیچ کاری نمیشد کرد. چند بار با وین و موسسه ی رویال نامه نگاری کردم.تونستم راضیشون کنم که تا بیست و هفتم اکتبر بهم فرصت بدهند تا من بتونم خودمو به مالزی برسونم. همه چیز داشت درست پیش میرفت. من کم کم داشتم مدارک پاسپورت رو جور میکردم تا اینکه متوجه شدم نظام وظیفه برای دادن پاسپورت احتیاج به 15 میلیون وثیقه ی نقدی داره. دست و پا کردن این پول دیگه واقعآ غیر ممکن بود. به آقای وین گفتم که طبق قرارداد شما باید تمام هزینه ها رو پرداخت کنید ولی اون گفت که متاسفانه همسرش بر اثر سرطان سینه به بیمارستان اعزام شده و تمام پولش رو صرف هزینه های بیمارستان کرده و پولی براش نمونده که به من پرداخت کنه. ایشون از من خواست که از یه نفر در ایران این پول رو قرض بگیرم و بعدآ بهش بازپرداخت کنم.

 چند روزی بود که تو این فکر بودم که چه جوری و از کی این پول رو جور کنم که یه روز که پای اینترنت بودم اتفاقی تصمیم گرفتم که آی پی ایمیل ها رو چک کنم. بله؛ ایمیلی که از طرف موسسه ی رویال فرستاده شده بود و ایمیلی که از طرف آقای mohammed wayne   بدست من رسیده بود ، هر دو از روی یک کامپیوتر فرستاده شده بود.

این یک کلاهبرداریه کثیف بود . با این هدف که من بعد از این که تمام کارهای پاسپورت و بلیط را انجام دادم ، تحت عناوین مختلف از من وجوهی را طلب کنند و بعد نه چهارده میلیونی وجود داره نه دیپلماتی و نه آقای وینی!!

TO: %%%

Dear Sir,

We wish to inform you that your fund is now over due for payment and we need to conclude your transaction and release your money to you.

We cannot continue to hold your fund as this is against our policy.

You now have seven (7) days to clear your fund from the Diplomat in Malaysia or we will recall/confiscate the money and declare it unserviceable.

However, from the information we received this morning from Malaysia, we like you know that you are required to travel with US$3,450.00 for Clearance and Handling Charges of your consignment to Malaysia. This money is for clearing of your consignment from the Diplomatic cargo department in Malaysia. You are required to hand over the money to the Diplomat immediately you reach Malaysia to facilitate him conduct the clearance of your consignment the same day

This email serves as our FINAL NOTIFICATION to receive your entitlement. You should treat it with the importance it deserves.

 

Yours faithfully,

Ms. Sarah Moore

 

ROYAL DEPOSIT AND FINANCE

 

خدا را شکر میکنم که تو این مدت فقط از نظر وقت و انرژی دچار خسارت شدم و پولی به باد نرفت. ان شاألله آقای mohammed wayne رو هم ملاقات خواهم کرد .البته در ... 

ولی تجربه ی خیلی خوبی بود. من که راضیم J

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 23:6  توسط نامی   | 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او
یکریز و پی درپی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را...

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 11:44  توسط نامی  

دوباره

سرنوشت میرود و مرا با خود میبرد
به جایی دور
هز تو و خاطراتت و تمام حرفهایت
از دلبستگیم به تو
از گذشته ام که خوب و بدش به هم آمیخته اند
از قلب خالی از مهر تو نسبت به من
و حتی از نیازم به تو
دور می شوم
تا زندگیم را دوباره از سر گیرم
و قلبم را از نو بسازم
و ان را تا ابد برای خود نگه دارم
تنها برای خود...

 

گل سرخ

بگذر از اینهمه اوهام و خیال
این نیاز تو ز چیست؟
تردید غوغا میکند در دل من
دل ساکت و افسرده ی من می سوزد

بگذر از من از اینهمه نیرنگ و فریب
گر چه بی تو من تنهایم
ولی میدانم
که تو بی من شاد خواهی بود

آن درخت سر به فلک کشیده ی ارزوی تو را
تیشه ی آزار من قطع کرد افسوس
دیگر این بیشه و ویرانی های دل تو
جای ماندن نیست
مرا نیز یارای ماندن نیست

میروم بگذر از تقصیرم ای تا ابد خوب
ای سوخته در اتش هین جور و جفا
دور بریز انهمه خاطره ی خوب و بد و زشت و قشنگ

شک نکن
که مرداب لایق گل سرخ نیست هرگز
تو گل سرخی و من مردابم
من لایق عشق تو هرگز نیستم

خواهشت بیهوده انتظار تو عبث
بد نکن با دل خویش
بگذار تا برود خاطر من از دل تو
بگذر از اینهمه اوهام و خیال

شادی سلطانی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 18:40  توسط نامی   | 

 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره من
آی غریبه!
فریادم را میشنوی؟
یاخته هایم تو را می خواهد
تو هم از ما میگذری؟
کس ندیدم که مرا بشناسد، بشنود یا نگاهی اندازد.
دمی بنشین و مرا تماشا کن
تا آرام گردد درون درون این پریشان حال دیوانه

نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
دل نوشته
روزانه
شعر
داستان
عکس
طنز
از میان وبلاگ‌ها
کتابخانه

فصل سرد

گناه دریا

بیگانه

زنی که مردش را گم کرد

گزیده ی اشعار فریدون مشیری

بوف کور

تولدی دیگر

از خاموشی

زنده به گور

افسانه آفرینش

کاروان اسلام

عروسک پشت پرده

گزیده ی داستان های صادق چوبک

مزرعه ی حیوانات

فصل سرد

از عشق و شیاطین دیگر

آوا

اگه چشمات بگن آره

چنان دل کندم از دنیا

چشم من

کاشکی هشیاری نصیبم نمیشد

ای خدا

تولدی دیگر

آمریکا

سرنوشت من

خرچنگ های مردابی

شب

یار دبستانی

خبرنامه

در صورتی که مایل به دریافت پروکسی،اخبار و منتخب مطالب دنیای عنکبوتی هستید در خبرنامه ثبت نام کنید.





 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

لینکدونی

زیاد اهل لینک و لینک بازی نیستم ولی معمولآ با تبادل لینک موافقم.

لیست وبلاگهای بروز شده

Blogroll Me - ping